بی علاقه به همه چیز

مثل گوی معلق در فضا

شازده کوچولو پرسید: پس آدم ها کجا هستند؟
در صحرا آدم احساس تنهایی میکند...
مار گفت: با آدم ها هم احساس تنهایی میکنی...

آخرین مطالب
نویسندگان

۱۰ مطلب توسط «سین مثه سپیده» ثبت شده است

 خدایا مگه من چیکارت کردم هان چرا هرروز باید گریه پشت گریه باشه من دیگه کم آوردم 

دیگه نمیتونم ادامه بدم من خستتتتتتتته ام  تمومش کن دیگه نمیکشممممم میخوام همین امشب 

فریاد بزنم که دیگه من نمیتونم 😢😢

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۶ ، ۰۰:۰۷
سین مثه سپیده
بله، در زندگی من، چون باید همین نام را بر آن بگذاریم، سه چیز وجود داشت، ناتوانی از حرف زدن، ناتوانی از ساکت ماندن، و تنهایی، چیزی که باید حسابی از آن استفاده کنم. بله حالا می‌توانم از زندگی‌ام حرف بزنم، آن قدر خسته‌ام که دیگر رمقی برای ذکر جزء به جزء ندارم، اما نمی‌دانم که آیا به راستی زندگی کرده‌ام یا نه، دربارهٔ این قضیه هیچ نظری ندارم. هر چند ممکن است است فکر کنم که به زودی برای ابد ساکت خواهم شد، به رغم این که این کار ممنوع شده. پس بله، زِرت، به همین سادگی، درست مثل یکی از زنده‌ها، بعد خواهم مرد، امیدوارم این برایم تغییر و تنوع باشد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۶ ، ۱۱:۵۸
سین مثه سپیده
یه وقتایی به یه جایی توی زندگیت میرسی که ازخودت میپرسی چراهنوز دنبال چیزی میرم که حتی دیگه نمیخوامش؟!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۶ ، ۱۵:۳۱
سین مثه سپیده
نگران من و آینده ای که در انتظارم هست نباش ...
من یک بار 
تا سر حدِ مرگ همه چیزم را باخته ام 
و الآن این گونه شروع به ساختن کرده ام .
نگرانِ من و زندگی ام نباش
دغدغه هایت را بگذار پای تقاصی که قرار 
است به تاوانِ له کردن احساسِ من بدهی !]

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۱۲
سین مثه سپیده
من میترسم 
میفهمی چی میگم من میترسم
خیلیم میترسم اونقدری که دست و پاهام شروع میکنن به لرزیدن
به استرس افتادن .... 
نه تو نمیفهمی تو هیچوقتم نمیفهمی...
وقتی به دروغ میگی دوست دارم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۳۸
سین مثه سپیده

نمیدانم چرا اینروز ها همه فراموشم کرده اند و من دیگر مهم نیستم خب آدمیزاد است دیگر شاید همین الان مرا نخواهد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۲ ۰۲ مرداد ۹۶ ، ۰۲:۵۳
سین مثه سپیده

انگار خودت را برداری و ببری این شهر را قدم بزنی و فقط قدم بزنی....

وقتی قدم زدنت با خودت تمام شد خودت را فراموش کنی 

هیچ ندانی کجای این شهر شلوغ را قدم زده ای!! هاج و واج بین زمین و زمان بمانی و بگویی اینجا کجاست...

 هیچ من کیستم حتی خودت را هم فراموش کرده باشی....

بنشینی روی زمین و هی فکر پشت فکر خفه ات کند تا شاید خاطره ای از گذشته به یاد بیاوری ولی نمی آید که نمی آید...

دنبال نشانی از خودت بگردی در کوله پشتی ای که انگار کوهیست سنگین.... در آخر شاید یک تلفن همراه در کوله ات پیدا کنی که تاهمین چند ساعت پیش مال تو بود ولی حالا یک شی غریبه ایست که هیچ نمیدانی چیست 

به لیست مخاطبانش میروی تا با اولین مخاطبی که روبه رو شدی تماس برقرار کنی و او جز یه غریبه ی آشنا نیست میمانی که زنگ بزنی یا نه ؟!!

و در آخر تصمیم میگیری  زنگ بزنی و او جز یک همدرد کسی نیست همانی که روزی هزار بار با او تماس برقرار میکردی تا دلت کمی آرام شود آری اسمش را میخوانم رضاجانم همان ضامن آهوی غریب

و همه چیز دوباره یادم می آید و من میمانم بین کسی که نیست ولی هست.....

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۶ ، ۰۰:۲۶
سین مثه سپیده
تنهایی، روز های عجیبیست آدم هیچ نمیداند تنهایی را در چه خلاصه کند ولی ته اش هرچه باشد آرام است...
یه حس عمیق و راحت...
نمیدانم چرا آدمک های درون این کره ی خاکی تنهایی را فقط در رابطه های جنس متقابل خودشان خلاصه میکنند و هی آه ناله میکنند که او رفت و تنهایم گذاشت....
نه بخدا اینطور نیست تنهایی یه حس ناب ایست که در خلوت خودت با خدایت سر میشود وقتی به عمق کلمه ی تنهایی پی ببری تازه میفهمی چقدر دنیایت خوشبختت میکند....

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۶ ، ۲۰:۰۳
سین مثه سپیده
ببین من یه سیستمی دارم تو زندگیم به اسم راهپیمایی‌های طولانی‌مدت...بعد توی این راهپیمایی طولانی‌مدت من همینجور شروع می‌کنم راه می‌رم،راه می‌رم،حرکتمو قطع نمی‌کنم،ماشینا بوق می‌زنن،مردم بهم متلک می‌گن،ماشین میاد از روم رد می‌شه،برف میاد،بارون میاد،ولی من همچنان به راه رفتن ادامه می‌دم....الانم اگه سوار شدم به خاطر اینه که خیلی خیس شده بودم،یعنی حوصله‌ی راه رفتن دیگه نداشتم،خسته شده بودم...بعد به خاطر اینم هیچی نمی‌شنوم برا اینکه تو گوشم موسیقیه.بعد تموم راه دارم موسیقی گوش می‌دم.تو چی؟ تو موسیقی گوش می‌دی اونوقت؟ چی گوش می‌دی اگه گوش بدی؟ چون می‌دونی من آدما رو از رو موزیکی که گوش می‌دن طبقه‌بندی می‌کنم.یعنی اینکه مهمه بدونم کسی بلوز گوش بده یا جز گوش بده یا موسیقی آلترناتیو گوش بده یا مثل من فکرش باز باشه اول باخ گوش بده بعد موسیقی آلترناتیو گوش بده،بعد همه رو پشت سر هم گوش بده و دچار هیچ مشکلی هم نشه! بعد حالا...چی گوش می‌دی؟
+من داریوش گوش می‌دم!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۶ ، ۱۲:۵۳
سین مثه سپیده
آرزوهایم که سوخت
جیغ ترمزی را در سر دارم که انتهایم آن است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۶ ، ۱۵:۳۲
سین مثه سپیده